تقوا
-
تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 2:46
تقوا آن است که اگر عمل تو را بر طبقی قرار دادند و آن بین اهل دنیا گردش داده شود عملی در آن نباشد که شرمنده شوی ... پی نوشت: بحر معارف پی پی نوشت: خدای من! اگر تو نبخشی و چشم نپوشی ...
دانش
-
تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 2:46
روزی یک دقیقه مطالعه نمی کنند! باز خدا بیامرزد پدر پاول دورف ها را که به زور شبکه های اجتماعی و پیام رسان هم که شده کپسول نازلی از آگاهی را به مردم عرضه کردند. دورهمی های کارگاه و حتی بیشتر جاهای دیگر
العلم سلطان
-
تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 2:46
در پست پایین سخنی از جان استوارت میل نقل کردم که گفته بود علم قدرت است! حال به مطلبی برخوردم که نشان می دهد خیلی قبل تر از او در همین مورد روایت داشته ایم! بیانات امام خامنه ای در دیدار با دانشجویان د
کتاب خوب
-
تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 2:46
بعد از چند سال بالاخره کتاب "خاطرات صد در صد واقعی یک سرخپوست پاره وقت" نوشته شرمن الکسی را بدست آوردم. از همان شروع به خودم و حسم آفرین گفتم که این همه مدت پیگیر بودم و دوست داشتم بخوانم. شرمن الکسی تا اینجا حرف ندارد.
روزهای خوب
-
تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 2:46
پست های چند ماه قبلم را می خواندم. نوشته بودم: "کاش برگردم به روزهای با فراغ بال لم دادن و کتاب خواندن!" الان دقیقا همان روزها و شب ها را می گذرانم. هر وقت اراده کنم لم می دهم و با فراغ بال کتاب می خوانم! خدایا شکرت!
در دنیای من ساعت چند است؟
-
تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 16:56
تو اینستاگرام استوری هایی میزارم که مصداق کامل با سیلی صورت را سرخ نگه داشتن است! بقول احسان خواجه امیری که نمی دونم شعرش از چه کسی است: مرد برای هضم دلتنگی هاش گریه نمی کنه قدم میزنه و ... اینجا خلوت منه اما! اینحا به خودم حق میدم که کمی راحت تر باشم و ناراحتی هام رو بریزم بیرون!آه خدای من! خستگی ه...
بر می گردم
-
تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 16:56
مسیر رضایت بخش انسانیتم هم ضربه خورد! چقدر احساس خوشبختی می کردم! از ماده و معنا لذت می بردم(اشکال کار اینجاست اما، چطور می شود از ماده و معنا لذت برد توامان؟). معنا اولویت داشت. البته گاهی می ترسیدم از این که نکند آرامشی که دارم از ماده باشد. آه خدای من ... چقدر دور شدم و چقدر پرت شدم باز! به سختی ...
غصه هم می گذارد
-
تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 16:56
به حباب نگران لب یک رود ، قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم ، خواهد رفت آن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز نه تو می مانی نه اندوه سهراب سپهری
نوستالژی(!)
-
تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 16:56
کاش برگردم به روزهای با فراغ بال لم دادن و کتاب خواندن!
سختی ساختن
-
تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 16:56
ساختن چه سخت و ویران کردن چه آسان است :( پی نوشت: بعد تمرینات آب کردن اندک چربی های شکم!!
احمق به تما معنا
-
تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 16:56
اون نه! من یه احمق به تمام معنا بودم! یه احمق به تمام معنا!
چیزهایی در زندگی هست که باید بدانی
-
تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 16:56
اول مسی رنگ می شوند بعد خاکستری و در نهایت سفید! روند تغییر رنگ در موها اینگونه است. ریش ها که همین گونه سفید می شوند. باید نگران و ناراحت باشم؟ نگرانی که نه اما یک ناراحتی در آن ته وجود هست و نمی شود انکار کرد!دیگر سعی می کنم زیبایی سفیدی را در صورتم مجسم کنم. ریش هایی با رگه های سفید در سالهای ابت...
افق روشن دل انگیز
-
تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 16:56
وقتی کوه (اورست) غم و غصه و مشکل را پشت سر می گذاری و می رسی به افق روشنِ گرمِ دل انگیز، همان افق معمولی قبل از مواجه شدن با کوه که متوجه گرم و دل انگیز بودنش نبودی فکر می کنی دیگر حق غصه دار شدن و ناراحتی و افسردگی نداری! غصه اگر سراغم بیاید زخم های فتح کوه را نشانش خواهم داد! . قضاوت کردن، حین ایر...
حال خوب
-
تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 16:56
اینقدر که حال "بد" آدم را وادار به نوشتن می کند حال "خوب" نمی کند :)) علی ایحال لذت می برم از روزهایی که زودتر از آنچه فکرش را می کردم سر رسید! حال خوبم مستدام :)))
پند!!!
-
تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 16:56
توصیه استلا آدلر به براندو این بود که به هنگام اجرای نمایش اگر صددرصد آماده بودی هشتاد درصد نشان بده و اگر هشتاد درصد آماده بودی شصت درصد و اگر شصت درصد آماده بودی چهل درصد و اگر چهل درصد آماده بودی روی صحنه نرو! بنظرم در مورد رفتار با انسانها هم همین گونه است؛ به هنگام ابراز احساست نسبت به آنها اعم...
مهاجرت
-
تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 0:36
امروز بعد از مدتها سر و کله زدن با مشکلات پرشین بلاگ دست به دامن بلاگفا شدم. امیدوارم پرشین بلاگ کاری کند تا برای همیشه مجبور به مهاجرت نشوم. پس نتیجه می گیریم مهاجرت حاصل بی توجهی مسئولین از یک سو و وضعیت غیر قابل تحمل از سویی دیگر است :)) + نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 19:26&nbs...
قصه همین است
-
تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 0:36
جلال عزیز، کاغذ اخیرت پدرم را درآورد. عزیزم، چرا اینقدر بی تابی می کنی؟ مگر من به قول شیرازیها گل هُـم هُـم هستم که از دوری ام اینطور عمر عزیز و جوانی خودت را تباه می کنی؟ صبر داشته باش. یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور این دل افسرده حالش به شود دل بد مکن این ...
جلال
-
تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 0:36
می دانی سیمین، یک آدم ملغمۀ تضادها است. نمی خواهم ادا در بیاوری و از خواندن این کاغذ خودت را ناراحت شده بدانی و بعد جوابش را بدهی که همچه شدی و همچه. می خواهم اینها را بخوانی و بدانی که این مرد چه جوری دارد خودش را برای خودش وصف می کند. من گاهی فکر می کنم که یک عمر واخورده ام. سرخورده و وازده شده ام...
دروغ
-
تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 0:36
همیشه وقتی زنگ می زند می پرسد خوابیده بودی یا نه. فرقی هم نمی کند که دوازده شب زنگ بزند یا دوازده ظهر. من هم اگر خواب بودم می گفتم بله و اگر نبودم می گفتم خیر. شاید گناهکار صدای همیشه آرام و خسته من هم باشد که مخصوصا پشت تلفن خسته تر هم به گوش می رسد. اما این هم دلیلی نمی شود که ساعت دوازده ظهر یا ش...
پاییز
-
تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 0:36
پاییز و زمستان همیشه باعث خوشحالی ام هستند. اول بخاطر خنکی و بعد طول ساعات تاریکی و بعد هم مقدار کار مفید زیادی که می توانم انجام دهم. بدترین بخش تابستان برای من غیر از گرما، ساعات بین دو ظهر تا غروب است. این حدود هفت ساعت برای من جزو عذاب آورترین ساعات روز خاصه در ایام تعطیلات است که رسما هر کاری ه...